جبهه،شهادت،شهید کدام واژه رامی توان ستود.برای کدام یک می توان واژه ای دیگرآورد. جبهه راتفسیرکنم که سراسر شور است وعشق یاشهادت راکه سرشار از ایمان است و نور. نه بگذار از شهید بگویم تا از تبلور یادش ، زلال آب را بشکنم واز رایحۀ نفسش جان رازنده کنم .آن روز که می رفتید کوله بارتان را برزمین نهادید ولبخند زنان بسوی بی نهایت شتافتید ؛ کاش آن روز می دانستیم که چقدر کوله بارتان سنگین است .گامهایتان مصمّم بود و استوار ؛ چرا حتی برای یک لحظه هم پشت سرخویش رانگاه نکردید ؟ مگردرپیش رو چه دیدید که اینگونه شتافتید . در وصیتنامه هاتان صحبت از ادامۀ راه می کردید می دانم که می دانستید دامها و سیاه چالهایی که برسر راهمان است گامهامان رامی لرزاند وچشمهامان رامی بندد اما قلبهایمان شمارا می خوانند تک تک شهدارا ” کجایید ای شهیدان خدایی ؟” . اگر شما از جام وصال شربت شهادت نوشیدید ما نیز از جام انتظار شربت صبر می نوشیم وچشم براه محبوب خواهیم ماند .....
دستمان رابگیرید ؛ اشکهایمان هنوز برای یاری حسین زهرا جاری است . زمزمۀ هل من ناصر اوهنوز درگوشمان ندامی دهد . مگر نگفتید این کربلا واین هم حسین زمان ما .
کجاست آن سنگرهای پرهیاهووغوغا ؟ کجاست آن نغمه های شبهای وصال ؟ کجاست آن چفیه های خون آلود ؟ روز عاشورا چفیه ای خونین بردوش حسین فاطمه بود و روزی دیگر بر دوشهای شما یاران حسین و امروز چفیه ای آشنا با بوی حسین(ع) که یادآور برق شمشیر اباعبدالله در کربلا و نشان حماسه وایثار یاران حسین در کربای ایران بر دوش فرزندی از سلالۀ زهرای اطهر و علی حیدر است . ما را می خواند ؛ خداوندا یاریمان کن تا لبیک بگوییم . با فریاد تکبیر و با امید به وصال معبود می گوییم لبیک یا خامنه ای و پشت سر او به یاری مهدی فاطمه می رویم ان شاءا... .
اگر شما بدنهای پاکتان را بر روی مین های دشمن می انداختید ما نیز دلهایمان را بروی مین های تهمت و دروغ دشمنان می افکنیم تا پلی بسازیم برای عبور عاشقان ولایت .
اگر شما چفیه های خون آلود خویش را برای ما حجّت قرار داده اید ما نیز قلبهای پر خونمان را برایتان گواه قرار خواهیم داد . دیروز در وصیتنامۀ شهید باکری خواندیم دعا کنید که خداوند شهادت را نصیب شما کند و امروز در وصیتنامۀ شهید ریاضی می خوانیم که شهدا رفتند و مسئولیت سنگینی بعهدۀ ما گذاشتند و فردا وصیتنامۀ شهیدی دیگر... .
پس تا پشتمان زیر بار این مسؤولیت سنگین که همان حمایت از اسلام وانقلاب ورهبری است خم نشده ما را نیز با خود ببرید . به امید شفاعت شما در روز محشر ان شاء ا... .
در پشت این دریای بی ساحل باید دیار دیگری باشد
باید به جز چشمان ما آنجا ، چشم انتظار دیگری باشد
اینروزها این روز های سرد ، باید برای عشق کاری کرد
می دانم ای موعود می آیی ، تا روزگار دیگری باشد